دختر جوانی که ناخواسته با توانایی جادویی آمیخته می شود، متوجه می شود که بخشی از گروهی از قهرمانان ابدی است که قرار است در طول زمان با یک شیطان ماوراء طبیعی مبارزه کنند.
ملیندا و کوپرنیک به دنبال قهرمانان باقی مانده از تک شاخ هستند، در حالی که شر ماوراء طبیعی نیروی شومی را برای متوقف کردن آنها آزاد می کند.
کشمکش ذهنی ملیندا باعث می شود که او به دنبال عادی بودن زندگی قدیمی اما باشد، در حالی که ادرد، سنگ و کوپرنیک درگیر یک شکار سراسر شهر برای تکشاخ هستند.
دشمنی شیطان صفت اسب شاخدار را در یک کشتی باستانی به دام می اندازد، جایی که شبح خدمه مغلوب عذاب آنها را در بر می گیرد.
اما و ملیندا لحظاتی از گذشته را زنده می کنند. یونیکورن در زمان حال تلاش می کند تا موجودی را که از جادوی او متولد شده است را در خود جای دهد.
ملیندا و ادرد به دنبال یک نابغه مکانیکی برای تعمیر کوپرنیک هستند. جستجو برای راه حل در سراسر دریای زمان.